ღ*ღ پر از‘عشق ღ*ღ
ღ•*•.ღ آروم بگو خدایا من عاشق توام وبه تونیاز دارم...به قلبم بیا ღ•*•.ღ
توی یه روز آفتابی که نور خورشید نمی ذاشت درست بهت نگاه کنم اومدی توی زندگیم… اومدیو منو با خودت به آسمونا بردی… منو بردیو از خودم جدام کردی از اون روز به بعد من دیگه مال خودم نبودم مال یه دنیای دیگه شدم… تو دستامو گرفتی تا نیفتم , چشمامو باز کردی تا بهتر ببینم بغلم کردی تا سردم نشه, توی گوشم گفتی تا دلم تنگ نشه… عاشقم کردی تا تنها نمونم… تو اون روز آفتابی من دیدمت… شناختمت … باهات انس گرفتم,حالا دیگه بدون تو محاله حتی به زندگی فکر کنم… دیگه تو شدی همه کسه من طوری که تا اسمت میاد هر چی غم تو دلم دارم, باد میادو با خودش می بره آره ………….. تو خدای منی همون خدایی که توی اون روز آفتابی دیدمش خدایا سلام یه چند وقتیه دلم گرفته…نمی دونم چرا… فقط اینو می دونم که از خودم راضی نیستم یه جورایی دارم توی دنیا کم میارم… انگار نتونستم از وجودی که تو در اختارم گذاشتی اونطور که باید استفاده کنم انگار نتونستم حرف دلمو به هر کسی که دوست داشتم بزنم شاید بعضیا با خوندن حرفای من به این فکر کنن که من کمبود محبت دارم ... نه…اصلا اینطوری نیست من با اطمینان می تونم بگم که هیچ کس پدرو مادر مهربونی مثه من نداره همین ...

خدایا فقط نذار کم بیارم…
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


