تبليغاتX
ღ*ღ پر از‘عشق ღ*ღ


ღ*ღ پر از‘عشق ღ*ღ

ღ•*•.ღ آروم بگو خدایا من عاشق توام وبه تونیاز دارم...به قلبم بیا ღ•*•.ღ

 

   آهای...آهای...

   صدایم را میشنوی؟

   من همانم , همان که غزل هایش را فقط برای تو می خواند...

   امروز چه شده ؟ من کجای دنیا هستم ؟

   تو کجایی؟؟ اصلا از کی ترکم گفتی؟؟

   صبر کن... یادم  آمد...

   به گمانم از لحظه ای شروع شد که صبح خیلی زود

   برای نماز عشق جا ماندم

   شاید از روزی که یادم رفت کنج اتاق تاریکی,

   مادربزرگی با موهای سپید بافته اش

    انتظار مرا می کشد

   یا شاید ...

   چه بیهوده می گویم... مهم نیست...

    مهم تو بودی که نباید به این راحتی از کنارت می گذشتم...

   به این راحتی  نمی دیدمت...

   تو تمام معصومیت من بودی... تو همدم بی ریاترین لحظه هایم بودی

   برگرد... امروز به تو نیاز دارم

   بالهایم شکسته.... بال من می شوی؟؟

   می خواهم بر روی بالهای سپید و پاکت بنشینم و یک بار دیگر

    حس پرواز را باتو تجربه کنم

   می خوام مثل تو "بی سرزمین تر از باد" باشم, باتو که باشم تمام دنیا

   مرا آشنای خود می دانند

   آیا هنوز هم فرصت دارم؟؟؟

   راستی بگو آنروز از کدام سو ترکم گفته بودی,

   تا مسیر رفتنت را چراغانی کنم

   تا از آن عبادتگاهی برای آیندگان سازم,

   تا دیگران هم مثل من  به این راحتی

    مسیر رفتنشان را  فراموش نکنند...

   همان مسیر ازلی من و تو ...

                                     مبادا که گمش کنیم...

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388| ساعت 20:29| توسط ღ•*•.ღغزل ღ•*•.ღ| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست